ترنم سحر

دنیای من

 
بی غصه
نویسنده : darck lord - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٢
 

هر کس ز خدا می طلبد راحت جانی

من طالب آنم که تو بی غصه بمانی


 
 
بی انصاف
نویسنده : darck lord - ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٢
 

ترنم سحر

بی انصاف

آرامتر ببوسش

حسودی اش میشود

دردش می آید

ردپای خاطراتم بر روی لبهایت


 
 
مهسا!!!!!!!! مه سا!!!!
نویسنده : darck lord - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٢
 

دوستی را که چشم انتخاب کند ، ممکن است محبوب دل نشود ولی آن را که دل انتخاب کند ، بی گمان نور چشم خواهد شد


 
 
حرف دلم...
نویسنده : darck lord - ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۱
 

هیچ شباهتی به یوسف ندارم...

 نه رسولم,نه زیبایم,نه برای کسی عزیزم,نه چشم به راهی دارم...

فقط...

در " چاه " افتاده ام!!!


 
 
خسته شدم
نویسنده : darck lord - ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩۱
 

خسته شدم

از

همه چیز

و

همه کس


 
 
آن قدر دنیا سیاه و تیره شد/ کز لب محبوبه ها لبخند رفت
نویسنده : darck lord - ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۱
 

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت

بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس

تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم

وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم

یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم 

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم


 
 
شب تولد توست
نویسنده : darck lord - ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ دی ۱۳٩۱
 

شب تولدم بود چشمام به کوچه خشکید

یادت نبود عزیزم دل من اینو فهمید

از اسمون گذشتم تا تو پرنده باشی

هستیمو باختم تا تو عمری برنده باشی

شب تولد توست ستاره ها رو تک تک

به عشق تو شمردم "تولدت مبارک"

خورشید خنده هامو دادم به رنگ چشمات

خودم تو شب شکستم تا نور بگیره رویات

تو بال و پر گرفتی رفتی از اشیونه

نگاه من هنوزم تو خط اسمونه

شب تولد توست ستاره ها رو تک تک

به عشق تو شمردم "تولدت مبارک"


 
 
زندگیمو دادم به چشای کسیکه چشماش زندگیمه - تولدت مبارک
نویسنده : darck lord - ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ دی ۱۳٩۱
 

امروز روز توست...روز اغاز شدنت...روز امدنت...روز شاد شدنت...روز تو با همه ی خوبیهایت...روز تو بهترینم...روز میلادت...روز شکفتنت...ای رسول عشق...در ان روز که منت بر سر دنیا نهادی ای فرشته ی زمینی...ستایش کننده نامیدنت...اما اکنون بی واسطه پس از خدا ستایشت میکنم...

خیلی دلم میخواد امروز از ته دل خوشحال باشم...نمیشه عشق من...نمیشه...

اخه امشب شب میلاد توئه و نیستی گل من...نیستی که ببینی میون شمع و گل و نور...جای خالیت چجوری توی ذوق میزنه...

نیستی ببینی دخترک عاشق قصه ی غمگین سرنوشتم...چجوری گوشه ی اتاقش میشینه و از همین امشب تا خود فردا اشک میریزه...اشک میریزه چون تو رو نداره...

چقدر تو برام مقدسی...چقدر خوبی...چقدر...دیگه کلمه در وصفت پیدا نمیکنم...فقط میدونم بی تو زندگی واسه من غیر قابل تحمل شده...همه دنیای منی و نیستی...این یعنی نهایت تلخی...

همه ی وجودم از هوای عشق تو پره و تو نیستی...نمیدونی...نمبینی...نمیبینی حسرتی که توی تک تک نفسام حس میشه...توی هر ضربان قلبم...توی هر نگاه خیره م به عکس تو توی قاب...

گاهی ارزو میکنم کاش اینقدر خوب نبودی تا من اینطور درگیرت نبودم...بیمارت نبودم...

من شدم مجنون کوی تو که لیلی منی و مجنونت رو نمیبینی...

کاش جور دیگه ای دیده بودمت...کاش اینجوری عاشق نمیشدم...شاید اونطوری میتونستم واسه رسیدن بهت هر کاری کنم...اما حالا از التماس کردن بهت هم عاجزم...هیچ راهی واسم وجود نداره...

امشب...میون همه ی شادی های تو...من گوشه ی تنگ اتاقم میشینم و میشمرم که واااااای...حالا چهارمین ساله که من دارم تنهایی تولدت رو جشن میگیرم...چهارمین ساله که میدونم چهاردهمین روز اولین ماه فصل گرم سال روز توئه...روز اغاز شدنت...و من حتی یک بار هم نتونستم از ته دلم به تو که تنها بهانه ی من واسه زندگی هستی...روز اغاز شدنت رو...روز میلادت رو تبریک بگم...چند سال دیگه باید صبر کنم ؟ چند تا بهمن ماه دیگه باید بگذره تا بتونم تو رو توی این روز در اغوش بگیرم و کنار گوشت زمزمه کنم : بزرگترین و زیباترین هدیه ی خدا به یه بنده ی حقیر...میلادت مبارک !!!

بهترینم کاش یه کم شرایط بهتر بود...کاش تو کمی دست یافتنی تر بودی...اونجوری بهت نشون میدادم که مجنونت واسه لیلیش از هیچی کم نمیذاره...هیچی...

کاش میذاشتی عاشق بودن رو بهت نشون بدم...ثابت کنم که میتونم مال تو باشم...مثل تو خوب باشم...که بتونم حداقل روز میلادت رو بهت تبریک بگم...

عزیز دلم ((محبوبه)) ی  دل شکسته ی من...تو میون همه ی بندزدگی های دلم وصله ی ناجوری...شیک و تمیزی و دلم مثل یه کلبه ی مخروبه ست...ببخش که عاشقت شدم...ببخش...من مثل تو نیستم...اما شیفته ی تو شدم...جای تو توی دل من حقیر نیست...اما اومدی...خودت اومدی...میون این همه ادم باید عاشق بهترینشون میشدم...دست نیافتنی ترینشون...

حالا هم فقط میخوام مثل همه ی این چهار سال با تمام دلم...این روز رو...که روز شادی توئه بهت تبریک بگم...

روز قشنگ میلادت مبارک...!

 

به خنده ی پوشالی من نگاه نکن...

از برای تو میخندم  بهر شادی توست که خنده لبهایم را آذین بسته

اشک های دردمند دل خسته ام را بنگر...که بی تو در خلوت خیالم...چه عاجزانه میگریم...بی تو در گوشه ای از این خیال خاموشم شمعی بر روی دلم روشن میکنم تا به تنهایی روز تو را...روز زمینی شدنت را جشن بگیرم فرشته ی مهربانم...

کاش لمس بودنت اینقدر سخت و دردناک نبود...کاش بودی بهترینم...کاش میدانستی که چقدر تو را میخواهم...ای کاش...

 پر از ای کاش از کلماتم...جمله هایم...کاش میدیدی...ای کاش...

 


 
 
چرا رفتی از پیشم...
نویسنده : darck lord - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ دی ۱۳٩۱
 
 

آسون وداع کردم باهات ، با اینکه می مُـــردم برات…
کاشکی نمیذاشتم بری، کاشکی می افتادم به پات…
خواستم بگم ترکم نکن، پیشم بمون ای نازنین…
شرح پریشونیمو، توی چشمای بارونیم ببین…
هر شب با کلی اشتیاق، زل میزدم به آسمون…
فرصت نمونده واسه ی ابراز احساس جنون…
رفتی و من تنها شدم،با این غم نامهربون….
هر جا بگی گشتم ولی،هیچ جا نبود از تو نشون…


 


 


 


 
 
گُنجَشکـ شُدیمـــ...
نویسنده : darck lord - ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ آذر ۱۳٩۱
 

گنجشکـ شدیمـ، بالُـ و پَر وا کردیم

یکـ خلوتِ عاشقانهِ پیدا کردیمـ

تا بالـ زَدیم تیرمانـ خورد بهـ سنگـ

از بَسـ که چرا و کاشـ و اما کردیمـ

 


 
 
خطـــ خوردهـ
نویسنده : darck lord - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ آبان ۱۳٩۱
 

چـقـَدرسـפֿـــتـِـﮧ هـَمـِـﮧ رو פֿـــَط بـزَنـے تـآ بــِﮧ یــﮧ نـفـَر بـرسے!

غـ ـافـِل ازاینـکِــﮧ "تـــُو" لیستِ اوטּ

اوَلـیـטּ کَـسـ ــے بـآشے ڪِـﮧ פֿـــَط خــُورבۓ. . .

 

 


 
 
پریشونمـ
نویسنده : darck lord - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ آبان ۱۳٩۱
 

حوصله ات که سر میرود با دلم بازی نکن...!

مـــن در بـی حوصلـگـی هایم با تـــو زندگی کردم...

انتظار

تنهاییَت را دست نزن ، تنها تر میشوی..!!!

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥

♥♥

میخواستم بهت بگم  چقدر پریشونم

 دیدم خودخواهیه دیدم نمیتونم

 تحمل میکنم بی تو به هر سختی

 به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی

 به شرطی بشنوم دنیات آرومه

که دوسش داری از چشمات معلومه

یکی اونجاس شبیه من یه دیوونه

 که بیشتر از خودم قدرتو میدونه

چی کار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم

تو میخندی چه شیرینه گذشتن تازه می فهمم

تو رو میخوام تموم زندگیم اینه

دارم میرم ته دیوونگیم اینه

نمیرسه به تو حتی صدای من

تو خوشبختی همین بسه برای من...


 
 
گریهـ
نویسنده : darck lord - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ آبان ۱۳٩۱
 

 


به تو نامه می نویسم نامه ای نوشته برباد

که به اسمت چو رسیدم قلمم به گریه افتاد...

 


 
 
حرفات بهونهـ بود !!!!!
نویسنده : darck lord - ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ آبان ۱۳٩۱
 

 



زمـآن هیـج دردی را دوآ نکــرد..

این مَن بودَم

که به مــرور زمـآن عـآدت کردم..

و بـآ این هـَمه،

چهـ اجبـآر سخـتی اســت،خــَنده...

و بـآور کنیــد که مـَن خوشحـالــَم!


 

یـآدم است

 

آن زمـآن کهـ عـآشق هـم بودیم،

وقـتی سر چیز هـآی کوچیک قـَهرمیکـَردیم

هــَردو می خـَندیدیم

و میگـُفتــیم چهـ بـَچگـآنه بود قـَهرمـآن..

یــآدم است،

تـو همیشه بــآ دلهــُرهمیگـُـفتی:

تـَرسـَم از روزیـ است

کهـ عشـق مـَن رآ هـَم بهـ حــسـآب بچگـی بگـُذاریــ

حـآل از آن روز هـآ ســآل هـآ میگـُذرد

و مـَن چیزی رآ که تو از آن

دِلهــُره داشــتی

دیدَم!

که رو به رویــَم می ایـستی

و میگــویی

تــو فقـط عـشــق بچگـی ام بــودی...

میبیــنی؟

زمـآنه چهـ چیـزهـآ که یـآد نمیدهــَد!

 


 
 
ـخدایا ـبا منـ ـتماسـ بگیر....
نویسنده : darck lord - ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۱
 

هر روز
شیطان لعنتی

خط های ذهن مرا
اشغال می کند

هی با شماره های غلط ، زنگ می زند،‏ آن وقت
من اشتباه می کنم و او
با اشتباه های دلم
حال می کند.
دیروز یک فرشته به من می گفت :
تو گوشی دل خود را
بد گذاشتی
آن وقت ها که خدا به تو می زد زنگ
آخر چرا جواب ندادی

چرا بر نداشتی ؟!
یادش به خیر آن روزها

مکالمه با خورشید
دفترچه های ذهن کوچک من را
سرشار خاطره می کرد
امروز پاره است

آن سیم ها
که دلم را
تا آسمان مخابره می کرد .

با من تماس بگیر ، خدایا
حتی هزار بار

وقتی که نیستم لطفا پیام خودت را
روی پیام گیر دلم بگذار...

 


 
 
دردمــ اینــ استــ...
نویسنده : darck lord - ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩۱
 
دردم ایـن نـیسـت کـه او عـاشـق نـیسـت...
دردم ایـن نـیسـت کـه مـعشـوقه مـن
از عشـق تهـی سـت...
دردم ایـن اسـت کـه بـا ایـن سـردی هـــا
مـن چـــــــرا دل بـستــم؟؟؟

 


 
 
آدما مثل عکس هستن
نویسنده : darck lord - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩۱
 

آدما مثل عکس هستن ؛ 


زیادی که بزرگشون کنی ، 


کیفیتشون میاد پایین......


زیاااااااااااد بزرگت کردم


 
 
چگونه بگویم
نویسنده : darck lord - ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩۱
 
چگونه بگویم
چگونه فریــــاد کنــــــم
اندوه لحظه های نبودنت را
آنقـــــــدر از مـــــــــــــن دوری
که برای رسیدن تقویم قد نمی دهد
اما
برایــــــــــــــــــــــــــــــت می نویسم
از روزهــای تنهــــــــایـــــــــــــی
ودل تـــــــــــــــــــــــــــهی
و چشمهای منتــــــظر
و دردی که با دیدنت تسکین می یابد
از همــــــــــــه وهمـــــــــــــــه که
نشان نبودنـــت را میدهـــــد...


 
 
خیلی بدی کردی به من!!!!!!!!!!!!
نویسنده : darck lord - ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩۱
 
خیلی بدی کردی به من 

یادته اون بهونه هات؟ 

تموم خاطرات خوش مال خودت مال چشات 

رفتی ولی بدون هنوز خیلی دلم تنگه برات 

دلم پره ازت ولی هنوزم میمیرم برات هنوز چشام به راهته شاید برگردی به روزی خیلی بدی کردی به من اما تو رو میخوام هنوز اما دوست دارم هنوز 
هنوزم هر شب از خدا بدون فقط تورو میخوام 

عشقمو از دلم نگیر فقط اینو ازت میخوام 
توی دلم عقده شده سوال بی جواب من 

قول بده که تنها شدی یه شب بیای تو خواب من 
هنوزم باور ندارم دستات تو دستام نباشه اون که یه عمر دوسش داشتم پیش غریبه ها باشه 

رفتو منو تنها گذاشت اون که می گفت دوست دارم 

اشک تو چشام حلقه شده سر روی زانوم میزارم 

 


 
 
اگه گریه بذاره
نویسنده : darck lord - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ امرداد ۱۳٩۱
 

اگه گریه بذاره مینوسم
کدوم لحظه تورو از من جدا کرد
نگو اصلا نفهمیدی نگو نه
تو بودی اون که دستامو رها کرد
خودت گفتی خداحافظ تموم شد
من و تو سهممون از عشق این بود
خود تو حرمت عشق و شکستی
بریدی اخر قصه همین بود
اگه مهلت بدی یادت میارم
روزایی رو که بی تو بین شب بود
تمام سهمت از دنیا عزیزم
بذار یادت بیارم یک وجب بود
بهت دادم تمام آسمونو
خودم ماهت شدم آروم بگیری
حالا ستار ه هام دورت نشتن
منو ابری گذاشتی داری میری
بیا بگرد از این بن بست بی عشق
بذار این قصه اینجوری نباشه
چرا بذر جدایی رو چرا تو
چرا دستای تو باید بپاشه
خدا حافظ نوشتن کار من نیست
اخه خیلی باهات ناگفته دارم


 
 
بگذار بسوزد دل من
نویسنده : darck lord - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ تیر ۱۳٩۱
 

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست


 
 
کنـون با غصـــه می گویـم خداونـدا پشیمانم
نویسنده : darck lord - ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ تیر ۱۳٩۱
 

دلم تنـــگ است از دنیـا چرایش را نمـی دانـم


         من این شعـر غـم افـزا را شبی صد بار می خوانم


       چه می خواهم از این دنیا، از این دنیای افسونکار


  قســــم بر پاکـی اشکـــــم جوابم را نمی دانم


    شروع کودکی هایـم سرآغـاز غمــی جانکــاه


   از آن غـم تا به فرداهـا پر از تشـویش، گریانـم


بهــار زندگی را مـن هــــزاران بار بوییــدم


                                        کنـون با غصـــه می گویـم خداونـدا پشیمانم


به سـوی درگـه هستــی هزاران بار رو کردم


    الهی تا به کی غمگین در این غم خانه می مانم


خدایــا با تو می گویم حدیث کهنـه ی غم را


        بگو با من که سالی چند در این غم خانه مهمانم


دلم تنـــگ است از دنیا چرایش را نمی دانم

   ولی یک روز این غم را ز خود آهسته می رانم


 
 
ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
نویسنده : darck lord - ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩۱
 

 

ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم

امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند

از گوشه بامی که پریدیم ، پریدیم

رم دادن صید خود از آغاز غلط بود

حالا که رماندی  و  رمیدیم ، رمیدیم

کوی تو که باغ ارم و روضه خلد است

انگار که دیدیم ، ندیدیم  ندیدیم

صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن

گر میوه یک باغ نچیدیم ،  نچیدیم

سر تا به قدم تیغ  دعاییم  و  تو غافل

هان واقف دم باش رسیدیم ، رسیدیم

((وحشی)) سبب دوری و این قسم سخنها

آن نیست که ما هم نشنیدیم ، شنیدیم

 

 


 
 
از طرف یاسمین خانم
نویسنده : darck lord - ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

برای او شادی را هدیه میکنم حتی به کسانی که آن را از من گرفتند!

عشق می ورزم به همه کسانی که دلم را شکستند!

دعا میکنم برای آنهایی که نفرینم کردند...

و میخندم!

چون میدانم خدا همیشه آن بالا با من است!!!

تو که نمیدانی خنده هایم چقــــــدر درد میکند فقط میبینی که میخنــــدم پــــــــس قضاوت به خــــــوشبختیم نــــکـن !!

ببار ای باران

 


 
 
افسوس
نویسنده : darck lord - ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ فروردین ۱۳٩۱
 


می خواستم شب باشم تا ستا رگا نم بر تو بتا بند
میخوا ستم غرو ب باشم تا سرخی افق من چشمانت را نوا زش دهد

می خواستم ابر باشم تا بارانم بر کویر قلبت ببارد

اما......

افسوس!شبم را بی ستاره و غروبم را بی افق و ابرم را بی باران کردی و سر انجام قلبم را

خاکستر کردی و خاکسترها را به باد سپردی......


 
 
بگذار بروم
نویسنده : darck lord - ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠
 




 
 
روز بارانی
نویسنده : darck lord - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٠
 

روزی که به روزگارم
بدورد گفتی
آسمان نیز
جامه ی سیه به تن کرد
و چون کودکی جدا شده
ز دامان مادر
ناله سر داد و گریست
لحظه ها
از پی هم بگذشتند
و اینک نه یک سال
 چندین سال است
که من بی خبر از تو
روزهای بارانی
انتظار را  روی بوم خیال
 می کشم


.

.

هنوزم هم
امید در دلم
کودک تیز پایزیست
غافل از پیری و مرگ

.

.

 

من به فرداها امید
می بندم
به روزی بارانی
روزی که
با لبخندی
شیرین
به خلوت دلم پا نهی
و با کلامی که
بوی زندگی می دهد
بگویی :
چترم را فراموش کرده ام.

.

.


 
 
 
نویسنده : darck lord - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٠
 

یک نفر ازم پرسید که تا کی تو رو دوست دارم... ساکت موندم ، چون نمیدونستم که کدوم طولانی‌تر هست "همیشه" یا "تا ابد".

به یاد بیاور که مرا به یاد بیاوری،

فراموش کن که مرا فراموش کنی،

حتی اگر سعی کنی که به یاد بیاوری که مرا فراموش کنی،

من هرگز فراموش نمی کنم که به یاد بیاورم که تو را به یاد بیاورم.........


 
 
 



جدید ترین و به روز ترین نرم افزار های موبایل

دانلود کنید و در همان لحظه نصب نمایید

کاملا رایگان-عجله کنید

برای ورود به لرد موبایل کلیک کنید

جدید ترین و به روز ترین ترول ها

ببنید و فقط بخندید

عجله کنید

برای ورود به ترول سرا کلیک کنید